#طنز_جبهه


فرمانده روز اول نارنجکی را یهو انداخت بین جمعیت که بعضی ها ترسیدند.😨
ضامنش را نکشیده بود. 🙁

بعد به آن هایی که ترسیده بودند، گفت:
بچه ننه ها برگردید عقب پیش ننه‌تان. شما به درد جنگ نمی خورید.😤

آن روز گذشت
یک بار که فرمانده رفته بود توالتِ ریا، 🤭یکی از همین بچه ننه ها پنهانی رفته بود دو تا سنگ آورده بود، و یبارکی انداخت روی سقف توالت که فلزی بود و صدای بلندی درست شد.😆

فرمانده ترسیده آمد بیرون.😨
با یک دستش شلوارش را گرفته بود و دست دیگرش را گذاشته بود پشت سرش.😝

یک نفر روی خاکریز نشسته بود و با خونسردی حرکات فرمانده رو دنبال میکرد😜
می گفت:
برگردید عقب پیش ننه‌تان...
شما به درد جنگ نمی خورید...😁
و بلند می خندید😂


❤️اللهم عجل لولیک الفرج
به حق حضرت زینب سلام‌الله‌علیها❤️